قالب وبلاگ

متن های زیبا
 
نويسندگان

شراره ای بر جامه ی مرد نانوا افتاده بود. بی تاب شده بود وتقلا می کرد تا خاموشش کند.

جوانمردی ازآن حوالی می گذشت، نانوا وتقلایش را دید. آهی کشیدو ایستاد وبه درد گفت: افسوس! سالهاست که آتش خودخواهی وآتش حسد وآتش ریا در دلمان افتاده است وهیچ تقلا نمی کنیم که خاموشش کنیم.

این شراره، جامه مان را خواهد سوخت.

آن آتش اما جانمان را می سوزاند؛ جانمان وایمانمان را.

 

برگرفته از کتاب "جوانمرد نام دیگر تو"

        نوشته: عرفان نظرآهاری


[ چهارشنبه 02 اسفند 1391 ] [ 16:19 ] [ sefidbarfi10 ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران