قالب وبلاگ

متن های زیبا
 
نويسندگان





عبور باد از لای چتری های بلوندت را دیدم
و تار مویی را که پیشانی ام را قلقلک میداد
به زیر مقنعه هدایت کردم
به استین های کوتاه مانتویت خیره شدم
و ساق دست هایم را صاف کردم
به مانتوی نازک و یقینا خنک تو فکر کردم
و چادرم را روی سر مرتب کردم
برای من همین بس بود که
راننده ی تاکسی مرا با احترام خانوم خطاب می کند
تو را خانومی! 

[ جمعه 11 بهمن 1392 ] [ 15:23 ] [ sefidbarfi10 ]

 

 

 

خواهرم  ای دختر  ایران  زمین                 یک نظر عکس شهیدان را ببین 

در خیابان  چهره  آرایش  مکن                  از جوانان سلب آسایش مکن

خواهر من این لباس تنگ چیست                 پوشش چسبان رنگارنگ چیست

پوشش  زهرا  و زینب بهترین                    بر تو ای محبوبه خواهر آفرین

پیش  نامحرم تو طنازی مکن                     با اصول شرع لجبازی مکن

یادت  آید  از  پیام  کربلا                         گاه گاهی شرمت آید از خدا

در جوارش خویش را مهمان نما                  با خدا باش و بده دل را صفا

یاد  کن  از  آتش  روز  معاد                  طره گیسو را مده بر دست باد

زلف را از روسری بیرون مریز                 با حجاب خویش از پستی گریز

در امور خویش سرگردان مشو                   نو عروس چشم نا محرم مشو

خواهر من قلب مهدی خسته است 

از گناه ماست که او رو بسته است

[ جمعه 11 بهمن 1392 ] [ 15:13 ] [ sefidbarfi10 ]

بصیرت یعنی 

 

 اینکه بدانی اگر نمازت را سر وقت خواندی؛

 اگر نماز شبت قضا نشد؛

 اگر روزه گرفتیو قرآن خواندیو خمس و زکاتت را به موقع پرداخت کردی؛

 تازه با خوارج هم سطح شدی.

 هیچ کدوم از این اعمال به درد نمیخوره تا زمانی که امام زمانت رو درک نکنیمو حق نائبش رو ادا نکنی؛

 از خوارج زمانت برائت نجویی ازحق مسلمانان زمانمون که مظلومانه قتل عام میشن دفاع نکنی و تولی وتبری رو ادا نکنی

 شاید ناخواسته اما از خوارج زمانه محسوب میشیم...

 مواظب باش اسمتو یا اسمم رو یا اسممون رو تولیست خوارج زمانمون ثبت نکنن...

[ جمعه 11 بهمن 1392 ] [ 11:35 ] [ sefidbarfi10 ]

 

[ جمعه 11 بهمن 1392 ] [ 11:17 ] [ sefidbarfi10 ]

[ پنج‌شنبه 10 بهمن 1392 ] [ 21:55 ] [ sefidbarfi10 ]

معلما

صمیمانه ترین سپاس های خود را به شما فرزانگان عاشقی که شمع وجود گرانقدر خویش را در طبق اخلاص نهاده ونهال نوپای امروز را به امید فردایی شکوفاتر با عصاره ی جان آبیاری می نمایید ، تقدیم می داریم

و به راستی آیا کلامی هست که تاب ثنای ایثار شما آسمانیان رابیاورد؟ کدامین لحظه است که از شمیم تو سکر آور یا عطر آگین نباشد.

به راستی آیا قلمی را می شناسید که با کلک خیال ، شکوه ایثار خاموش معلم را که در بستر رویش های مکرر آدمی ودرگسترده ی تاریخ مکتوب بشریت هماره چون نگینی زرین درخشیده است به تصویرآورد؟

کدام خامه را طاقت تصویر خورشید است ؟…..

آنچه از این سخن برآید آن است که از صمیم قلب از همکاری صادقانه و کوشش مخلصانه ی شما در راستای هدایت و ارشاد این نسل سرفراز تقدیر و تشکر نمایم

و آرزومندم ذات اقدس احدیت شما خوبان را که درمسیر تحقق اهداف متعالی مکتب انسان سازاسلام ازجان مایه می گذارید در کنف الطاف خاصه ی خویش قرار دهد .

معلم عزیز :

دلی که حول نگاه عشق می گردد نیازهایی ملکوتی وپاک می آفریند ، گویا این فریاد شماست که از زبان معلم شهید دکتر شریعتی بیان می شود:
خدایا:
 
در برابر هرآنچه انسان بودن را به تباهی می کشاند مرا با نداشتن و نخواستن رویین تن کن


مگه نه مهناز جوووووووووووونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

این متن زیبا رو حانیه خانم گلم (صاحب وبلاگ نرگس من) برام فرستادن!

زیبا بود! گذاشتمش تووبم! هرچند مقام معلم ها خیلی بیشتر از این هاست!!

آره حانیه جونم!

معلم ها شمع هایی هستن که میسوزن تا مثل من وتو رو تربیت کنند!

ما باید همیشه قدر دانشان باشیم!!

من گاهی تو وبم برای خانم تاج بخشیان عزیزم مینویسم و تو وبلاگت مخصوص خانم مختارزاده ی عزیزت هست!!

البته بگم من همه ی معلم هام رو دوست دارم و همه شون برام عزیزن! ولی خب خانم تاج بخشیانم با همه دنیا فرق میکنه!

خانم تاج بخشیان عزیزمن که هنوز هم برام معلمه! هرروز یه درس ازشون یادمیگیرم!

خانم! خیییلللی برام عزیزید!

اما اگه تا آخر دنیا هم برای معلم های عزیزمون بنویسیم و ازشون تشکر کنیم کمه!!! خیلی کمه! و ذره ای از زحمت هاشون جبران نمیشه!!!

معلما!

همه تون رو دوست داریم، و دست همه تون رو میبوسیم.

 

مگه نه حانیه جوووووونم؟؟؟!!!

 

[ سه‌شنبه 08 بهمن 1392 ] [ 21:12 ] [ sefidbarfi10 ]

باتشکر از دوست خوبم مریم خانم(وبلاگ حجاب تو) 

 
 

داشتم سجاده آماده می کردم برای نماز، همین که چادر مشکی ام را از

سر برداشتم تا چادر نماز بر سر کنم گفت: این همه خودت را بقچه پیچ می کنی که چی؟

بر گشتم به سمت صدا، دختری را دیدم ک در گوشه ی نمازخانه نشسته بود.

پرسیدم: با منی؟

گفت: بله! با تو ام و همه ی بیچاره های مثل تو که گیر کرده اید توی
افکار عهدعتیق! اذیت نمی شوی با این پارچه ی دراز دور و برت؟

خسته نمی شوی از رنگ همیشه سیاهش؟
 
 
لطفا برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب مراجعه کنید..
 

ادامه مطلب
[ شنبه 05 بهمن 1392 ] [ 11:00 ] [ sefidbarfi10 ]

بچه ام کوچولو بود، از من بیسکویت خواست.گفتم: امروز می خرم.
وقتی به خانه برگشتم فراموش کرده بودم. بچه دوید جلو و پرسید: بابا بیسکویت کو؟
گفتم: یادم رفت!!!
بچه تازه به زبان آمده بود، گفت: بابا بَده، بابا بَده.
بچه را بغل کردم و گفتم: باباجان! دوستت دارم.
گفت: بیسکویت کو؟
دانستم که دوستی بدون عمل را بچه سه ساله هم قبول ندارد.
چگونه ما میگوئیم خدا و رسول و اهل بیت او را دوست داریم، ولی در عمل کوتاهی میکنیم؟!!
[ جمعه 04 بهمن 1392 ] [ 11:45 ] [ sefidbarfi10 ]

 

ای آنکه همیشه برلبت زمزمه هست/چشمان قشنگت آیه محکمه است

بازآ وبه روی قطعه سنگی بنویس/ این قبر غریب مادرم فاطمه است

اللهم عجل لولیک الفرج

 

[ جمعه 04 بهمن 1392 ] [ 11:39 ] [ sefidbarfi10 ]
 
 
تاخیر در ظهور 
 
از ماموریت که برگشت  خیلی خوش حال بود و پرسید 
 
راستی فرمانده گمراه کردن اینها چه فایده ای دارد ؟
 
ابلیس جواب داد امام اینها که بیاید روزگار ما سیاه خواهد شد 
 
اینها که گناه می کنند امام شان دیر تر می آید 
[ جمعه 04 بهمن 1392 ] [ 11:31 ] [ sefidbarfi10 ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران