قالب وبلاگ

متن های زیبا
 
نويسندگان

 

بالاترين درجات محبّت

 

بر اين اساس ، آنان كه معرفتشان نسبت به خداوند متعال ، معرفت شهودى است ، بالاترين درجات عشق و محبّت را نسبت به ذات مقدّس او دارند ، و آنان دو طايفه اند : يكى «ملائكه (فرشتگان)» و ديگرى «اولوا العلم (دانشوران)» ؛ همان گونه كه خداوند سبحان مى فرمايد :
«شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُو لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلَـئكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ» .
حديث
خداوند ، گواهى مى دهد كه جز او هيچ معبودى نيست ؛ و نيز فرشتگان و دانشوران [ ، گواهى مى دهند] .

امام على عليه السلام درباره شدّت محبّت طايفه اوّل ، يعنى فرشتگان ، نسبت به حضرت حق عز و جل چنين مى فرمايد :
. . . قَدِ استَفرَغَتهُم أشغالُ عِبادَتِهِ و وَصَلَت حَقائِقُ الإِيمانِ بَينَهُم و بَينَ مَعرِفَتِهِ وقَطَعَهُم الإِيقانُ بِهِ إلَى الوَلَهِ إِلَيهِ، و لَم تُجاوِز رَغَباتُهُم ما عِندَهُ إلى ما عِندَ غَيرِهِ،قَد ذاقوا حَلاوَةَ مَعرِفَتِهِ، وشَرِبوا بِالكَأسِ الرَّوِيَّةِ مِن مَحَبَّتِهِ .
حديث
اشتغال به عبادتش ، آنان را از هر چيز ديگر بازداشته است و حقايق ايمان ، آنان را به معرفت پروردگارشان پيوند داده است و يقين به او ، آنان را از ديگران بريده و شيفته او ساخته است و خواسته هايشان از آنچه نزد اوست ، به آنچه نزد ديگرى است ، درنمى گذرد . آنان ، شيرينى معرفتش را چشيده و از جام لبريز محبّتش نوشيده اند .

و لذّت طايفه دوم از معرفت خدا را امام صادق عليه السلام چنين توصيف مى نمايد :
لَو يَعلَمُ النّاسُ ما في فَضلِ مَعرِفَةِ اللّه ِ عز و جلما مَدّوا أعيُنَهُم إلى ما مَتَّعَ اللّه ُ بِهِ الأَعداءَ مِن زَهرَةِ الحَياةِ الدُّنيا و نَعيمِها ، و كانَت دُنياهُم أقَلَّ عِندَهُم مِمّا يَطَؤونَهُ بِأَرجُلِهِم ولَنَعِموا بِمَعرِفَةِ اللّه ِ عز و جلوتَلَذَّذوا بِها تَلَذُّذَ مَن لَم يَزَل في رَوضاتِ الجِنّانِ مَعَ أولِياءِ اللّه ِ .
حديث
اگر مردم از فضيلت شناخت خداى عز و جل باخبر مى شدند ، به نعمت ها و خوشى هاى زندگى دنيوى كه خداوند ، دشمنان را از آن برخوردار ساخته است ، چشم نمى دوختند و دنيايشان از آنچه با گام هايشان بر آن پاى مى نهند نيز كمتر مى شد و با نعمت خدا متنعّم مى شدند و از آن لذّت مى بردند ؛ لذّت بردن كسى كه همواره در باغ هاى بهشت ، در كنار اولياى خداست .

[ دوشنبه 09 تیر 1393 ] [ 12:57 ] [ sefidbarfi10 ]


انواع معرفت خدا

 

دو نوع معرفت براى انسان نسبت به حضرت حق عز و جل امكان پذير است : اوّل ، معرفت از طريق برهان كه تكيه گاه ايمان است و دوم ، معرفت از طريق شهود كه يقين ناميده مى شود . لذا وقتى مى گوييم : «معرفت خدا ، مبدأ محبّت اوست» ، اين سؤال پيش مى آيد كه : كدام معرفت ؟ معرفت برهانى؟ يا شهودى ، و يا هر دو ؟
پاسخ ، اين است كه : هر دو . هر قدر انسان نسبت به خداوند متعال معرفت پيدا كند ، به همان ميزان ، با زيبايى ها و كمالات او آشنا مى شود و نسبت به او علاقه پيدا مى كند . به همين جهت ، معرفت برهانى هم مى تواند مبدأ محبّت خدا باشد و از اين رو ، وقتى حضرت داوود عليه السلام از خداوند مى پرسد : «كَيفَ اُحَبِّبُكَ إلى خَلقِكَ ؟؛ چگونه محبّت تو را در دل مردم ايجاد كنم؟» ، پاسخ مى شنود : «أُذكُر أَيادِىَّ عِنْدَهُم ، فَإِنَّكَ إذا ذَكَرتَ لَهُم ذلِكَ أَحَبّوني؛ نعمت هايم را نزد آنان ياد كن كه با يادآورى آنها، مرا دوست خواهند داشت».
حديث
با اين همه ، ترديدى نيست كه محبّت تامّ و كامل ـ كه از آن به عشق تعبير
مى شود ـ ، جز از طريق معرفت شهودى حاصل نمى گردد . به گفته برخى از اهل معرفت :
تمام مطلب ، اين است كه انسان ، تا معرفت شهودى نسبت به خدا پيدا نكند ، عاشق نمى شود . اگر اين گونه عارف شد ، مى بيند كه همه خوبى ها در خدا جمع است : «ءَآللَّهُ خَيْرٌ أَمَّا يُشْرِكُونَ » .
حديث بنا بر اين ، محال است انسان به غير خدا توجّه كند . حديث

[ یکشنبه 08 تیر 1393 ] [ 12:38 ] [ sefidbarfi10 ]


راه خدا دوستى

 

مسئله اصلى ، چگونگىِ به دست آوردن محبّت خداست . رهنمودهاى اهل بيت در اين باره ، در فصل دوم خواهد آمد . خلاصه اين رهنمودها اين است كه اصلى ترين سرچشمه محبّت خدا پس از فضل و رحمتش ، معرفت (شناخت) است . خداوند سبحان ، به فضل و رحمت خود، عشق به خوبى ها و زيبايى ها را در سرشت انسان نهاد و از آن جا كه خود ، جامعِ همه كمالات
و زيبايى هاست ، ممكن نيست كسى حقيقتا او را بشناسد و او را دوست نداشته باشد . از اين رو ، امام مجتبى عليه السلام تأكيد مى فرمايد كه :
مَن عَرَفَ اللّه َ أحَبَّه .
حديث
هركه خدا را بشناسد ، دوستش خواهد داشت .

[ یکشنبه 08 تیر 1393 ] [ 12:33 ] [ sefidbarfi10 ]

 

تحقيقى درباره بنياد محبّت خدا

اسلام كه دينِ همه انبياى راستين و برنامه تكامل انسان است ، ريشه در محبّت خدا دارد . امام على عليه السلام در اين باره مى فرمايد :
إنَّ هذَا الإِسلامَ دينُ اللّه ِ الَّذِي اصطَفاهُ لِنَفسِهِ . . . وأقامَ دَعائِمَهُ عَلى مَحَبَّتِهِ .
حديث
اين اسلام ، دين خداوند است كه آن را براى خود برگزيده است و ستون هايش را بر محبّت خويش استوار ساخته است .
اين ، بدان معناست كه خدا دوستى ، اصلى ترين پايه هاى سازندگى فردى و اجتماعى و تكامل مادّى و معنوى انسان است و همه آنچه انبياى الهى براى هدايت جامعه بشر آورده اند ، در صورتى به نتيجه مطلوب مى رسد كه بر اين پايه استوار باشد و انسان تا به كيمياى محبّتِ خدا دست نيابد ، به فلسفه خلقت خود ، دست نخواهد يافت .

امام سجاد عليه السلام در دعاى «مكارم الأخلاق» از صحيفه سجّاديه ، به كيمياگرى محبّت اشاره كرده است ، آن جا كه مى فرمايد :
وَانْهَج لي إلى مَحَبَّتِكَ سَبِيلاً سَهلَةً أكمِل لي بِها خَيرَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ .
حديث
به سوى محبّتت ، راهى آسان برايم بگشا كه از طريق آن ، خير دنيا و آخرت را برايم كامل كنى .
بر اين اساس ، هر چه محبّت انسان نسبت به آفريدگار جهان ، بيشتر و قوى تر باشد ، توفيق بيشترى براى رسيدن به راز آفرينش خود و كسب كمالات انسانى دارد . لذا در زيارت نامه هاى رسيده از پيشوايان دين ، اهل بيت پيامبر خدا ـ كه در اوج قلّه انسانيت و شايستگى قرار دارند ، با صفت «التّامّينَ فيمَحَبَّهِ اللّه ِ(كاملان در دوستى خدا)»
حديث مورد خطاب قرارمى گيرند.
فصل اوّل از بخش دوم اين كتاب ، درباره آيات و احاديثى است كه با بيان هاى گوناگون ، اهل ايمان را به تحصيل كيمياى محبّت خدا دعوت مى كنند .

[ یکشنبه 08 تیر 1393 ] [ 12:30 ] [ sefidbarfi10 ]

امير المؤمنين عليٌّ عليه‏السلام :
مَن عَرَفَ اللّه‏َ كَمُلَت مَعرِفتُهُ .
امام على عليه‏السلام :
هركه‏ خدا را شناخت ، معرفتش كامل گشت .
غرر الحكم : 7999


خدا شناسي چه ثمراتی دارد؟
رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :
مَن عَرَفَ اللّه‏َ وعَظَّمَهُ مَنَعَ فاهُ مِنَ الكَلامِ وبَطنَهُ مِنَ الطَّعامِ ، وعَنّى نَفسَهُ بِالصِّيامِ والقِيام .
پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :
هر كه خدا را شناخت و به عظمتش پى بُرد ، دهان خويش را از گفتار فروبست و شكمش را از خوراك نگه داشت و با روزه ‏دارى و شب زنده‏ دارى ، خود را رنجور كرد .

[ شنبه 07 تیر 1393 ] [ 16:54 ] [ sefidbarfi10 ]

سلام

ان شاءالله شب اول ماه رمضان را با

صدقه سلامتی امام زمان و

حدیث کسا و

زیارت آل یس شروع کنیم.

یاعلی

 

[ شنبه 07 تیر 1393 ] [ 16:27 ] [ sefidbarfi10 ]

از چند روز پیش عملیات رمضان شروع شده ،

نبرد انسان با نفس ،

و مثل آن روزها شعار همیشگی؛ جنگ جنگ تا پیروزی ست ...

و قصد خداوند پیروزی توست در نبردی که برایت آسانش کرده ،

پیروزی بر دشمنی تشنه و گرسنه

پس بر تو باد ظفر ، در جهادی اکبر

رمضان مبارک


آخیییییی!

اینو ببینید! 

دلم براش یه ذره شده بود!

 

خدایا! شکرت!

[ شنبه 07 تیر 1393 ] [ 16:19 ] [ sefidbarfi10 ]

به نام او که گر حکم کند ما همه محکومیم!


******************************
اولی :امسال روزه می گیری؟
دومی :آره اگه خدا بخواد
اولی :منم میگیرم ولی آخه کدوم پزشکی این همه سختی رو برای بدن تایید میکنه؟
دومی :همونی که وقتی همه پزشکا جوابت کردن برات معجزه میکنه
******************************

 

كم كم عطردل انگيز ماه ترين ماه خدا به مشام مي رسد

چند قدمي بيش تا رسيدن به ** شهر الله ** نمانده است

خداوند دراين ماه به همه بارعام مي دهد!

يكي از فراخوان هاي عمومي خداوند دعوت به ضيافت الهي ماه مبارك رمضان است

چقدر مهياي حضور دراين ميهماني ماه ترين ماه خداييم؟!!

چه كنيم سهم ما از اين ماه فقط گرسنگي وتشنگي نباشد؟!!
چه كنيم ميهمان ويژه ي خدا باشيم؟!
 
يكي از مقدمات رفتن به ميهماني شناخت صاحب خانه است واصولا اگر كسي 
صاحب خانه را نشناسد دعوتش را هم نمي پذيرد!
پس اولين شرط استفاده از اين ميهماني معرفت نسبت به خداوند است 
اين سفره رحمت الهي پهن است هركس به تناسب شناخت خويش مي تواند 
متنفع وبهره مند شود.
مقدمه ديگر پاكيزگي وآراستگي است . وفتي كسي به ميهماني دعوت مي شود
بالباس مرتب وسر وروي آراسته حضور پيدا ميكند ، بهترين لباسش را مي پوشد
به استحمام مي رودو ...
براي ميهماني خدا نيز بايد جان ودل از آلودگي شست و بهترين لباس را برتن نمود
وچه لباسي نيكوتر از تقوا؟!!


***************

به نام او که بهترین است
 
سلام برهمه ی دوستان عزیز.
با اجازه معلم عزیز و مهربونم، این متن شون رو کپی کردم تا مقدمه ی شروع بحث ماه رمضانم باشه!
با امید به خدای مهربونم و مدد از خودش و کمک معلم مهربونم میخوام ایام مبارک ماه رمضان رو درباره خداشناسی مطلب بذارم! تا درباره ی بحثی که خیلی وقته دغدغه خودمه به نتیجه برسم!
ازشما دوستان عزیزم هم میخوام که تو این بحث شرکت کنید و نظرات مفیدتون رو برام به یادگار بذارید تا از نظراتتون بهره مند بشم!

لازم به ذکره که من این کار رو با مشورت با معلم مهربونم انجام میدم، و درباره مطالب با ایشون صحبت میکنم، خودم هم اطلاعات کاملی درباره این موضوع ندارم و میخوام یاد بگیرم! بعضی از مطالب هم از طرف معلم نازنینم ارسال میشه و درباره تمامی مطالب ایشون اجازه پاسخگویی به سوالات خوانندگان عزیز رو دارند!
درواقع این وبلاگ تو ایام ماه رمضان دوتا نویسنده داره!
البته تا همین الانم درباره تمام موضوعاتم ایشون صاحب نظر و صدالبته صاحب اختیار بودن!
ایشون حتی اجازه دارن هرمطلبی از وب منو دوست ندارن خودشون حذفش کنن!
و اختیار کامل درباره وب من دارن!
ازهمین جا هم از معلم مهربونم بابت تمام زحماتی که تا الان بهشون دادمو تو این ماه مبارک بیشتر هم میشه تشکر میکنم!
ان شاءالله منم تو ثواب کاراتون شریک باشم


از همین حالا عبادات همه ی دوستان قبول درگاه حق تعالی ان شاءالله
التماس دعای فراوان
 

 

[ شنبه 07 تیر 1393 ] [ 16:07 ] [ sefidbarfi10 ]

تضمین شعر آقای فاطمی در برابر شعر حضرت آقا:

سرخوش زسبـوی غم پنهــانی خویشم             چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم
در بزم وصال تو نگـویـم زکم و بیـش             چون آینه خو کرده به حیرانی خویشم
لـب بـاز نکـردم به خروشـی و فغـانی              مـن محـرم راز دل طـوفــانـی خویشم
یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی            عمری است پشیمان زپشیمانی خویشم
از شوق شکرخند لبـش جان نسپـردم               شرمنـده جانـان ز گران جانـی خویشم
بشکسته ‌تر ازخویش ندیدم به همه عمر           افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم
هر چند « امین » ، بستۀ دنیا نیـم اما             دلـبـسـتـۀ یــاران خــراسـانـی خویشم.

 

و اما شعر آقای حمید رضا فاطمی:

 

من عاشـق آن رهبــر نورا نــی خـویشم         آن دلبــر وارستــۀ عـرفـانـی خــویشم
عمـری است غمیـنم ز پریشانـی آن یار         هـر چنـد که محزون ز پریشانی خویشم
در دام بـلایت شـده ام سخـت گرفتـار           امـواج بـلای دل طوفــانــی خـویشم
چون نقـش نگـارین تو بر دیـده در افتــد         گمگشتــۀ این دیـدۀ بـارانــی خـویشم
زان لحظه که مجنون شدم از زلف سیاهت         در کوهم و در دشـت و بیـابـانی خـویشم
از شـوق وصال تو چه ویرانـه شد این دل          چندی است که شاد ازدل ویـرانی خویشم
یک لحظه پشیمان نشدم از غم آن دوست           عمری است که مشغول نگهبـانی خـویشم
دل کنـده ام از عـالـم دنیــایـی و لیکـن           دلـبستــۀ آن یـار خـراسـانــی خـویشم
تـوفیـق زیـارت بـه جمـالـش نـدهنــدم             این غــم به که گویم غم پنهانـی خـویشم
زان روز که در بنـد نگـاه تـو اسیـرم            افسـردۀ دیـدارم و زنـدانــی خـویشم
سرباز و نگهبـانـم و هم حامـی جـان از             جـمهـوری اسـلامـی ایـرانــی خـویشـم
من گـرچـه در ایـن دایـره شاعـر نیم امـا              تضمیـن گـر شعریش به نـادانـی خویشم

 

منبع:http://www.tebyan.net

[ جمعه 06 تیر 1393 ] [ 14:33 ] [ sefidbarfi10 ]

 

مهدیم من که مرا گرمی بازاری نیست 

بهتر از یوسفم وهیچ خریداری نیست  

 

همه گویند که در حسرت دیدار من اند 

لیک در گفته ی این طایفه کرداری نیست

  

ای که دائم به دعایی که ببینی رخ من 

تا خالص نشوی با تو مرا کاری نیست
[ جمعه 06 تیر 1393 ] [ 14:23 ] [ sefidbarfi10 ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران