|
متن های زیبا | ||
|
جدیدا زیاد میشنویم که به بچه های این دوره و زمانه میگن گودزیلا نمیدونم چرا؟؟!! من خودم خیلی از این الفاظ و استفاده اونا خوشم نمیاد! اما بچه های این دوره واقعا بچه نیستن!!! من نمیدونم اینا چه موجوداتی هستن؟؟!! چرا انقدر عجیب و غریبن؟؟!! چرا من نمیفهمم اینا رو؟؟!! من خیلی سنم بالاست؟! یا اساسا مشکل چیز دیگه ایه؟؟!! بنا به دلایلی حدود یه هفته است مهمان داریم! دوتا دختر دارن! بزرگه 15 سالشه! و کوچیکه 12 سال! یعنی من که بچه تهرانم تا امروز فکر میکنم دختر پررو و زبان درازی هستم! و اخلاقم بده! اما امروز فهمیدم خیلی هم چشم و گوش بسته و مودب و آرومم!
تو این یه هفته هرکار کردن و هرچی گفتن، گفتم بچه اند و نمیفهمن! اما انگار نمیشه! با این که ذاتا بچه های خوبی هستن اما نمیدونم چرا غیر قابل تحملن! تواین چند روز هرکار کردم که یه جوری باهاشون کنار بیام! اما از هر دری وارد میشم اونا یه مدل دیگه رفتار میکنن! دیروز که مفصل بهشون توپیدم! و کلی دعواشون کردم! وامروز هم که دیگه اصلا کم آوردم به خاطر کاراشون!!!!! امروز قرار بود بریم بیرون که برای این دوتا دختر مانتو بخریم! وقتی داشتیم آماده میشدیم، مادر و دخترها داشتن صحبت میکردن و تقریبا بحث میکردن با هم! دختر کوچیکه که به معنای واقعی کلمه عصبیه! وقتی داشت موهاش رو مرتب میکرد، مامانش گفت موهاتو جمع کن! همین یه جمله و بس! دختره اساسا چشم هاشو بست و دهنش رو باز کرد و....... یعنی من با این همه پررویی هنگ کرده بودم و جلو یه دختربچه 12 ساله کم آوردم!!! فقط خودمو کنترل کردم اون لحظه نزدم تو دهنش!!!! بعد هم که خانم طلبکارانه قهر کرد که من نمیام! و وقتی هم راضی شد و اومد تو کل مسیر برای مامانش قیافه گرفته بود و تا مامانه حرف میزد میگفت با من حرف نزن اعصاب ندارم! خلاصه هر جوری بود رفتیم و برگشتیم!
آخه خدایااااااا!!!!!!؟؟؟
مامان من تو این بیست و اندی سال که ازخدا عمر گرفتم همیشه هر اتفاقی میفته و یه حرفی میزنم بهم میگه کسی رو مسخره نکن، سرخودت میاد!!!! تا حالا مصداقش رو زیاد دیدم، اما این دفه دلم میخواد این جمله رو با آب طلا بنویسم ، قاب طلا بگیرم، بزنم یه جا جلو چشمم که حتی یه لحظه هم یادم نره!!!!!
این مادر فداکار قصه ما، یه دختری رو تو فامیل هنوز هم که هنوزه از تربیتش ایراد میگره! البته واقعا هم تربیتش ایراد داره! اما من فکر میکردم ایشون خودش دوتا دسته گل به معنای واقعی تربیت کرده باشه! با این که فامیل نزدیک هستیم اما یه چند وقتی بود که در این حد بچه هاشو ندیده بودم! اگرم دیدم فقط در حد یه مهمانی معمولی بوده! اما تو این یه هفته متوجه شدم بچه های خودش ازاون دختر هم بدترن! فقط یه کوچولو مودب ترن! دیروز هم سر همین موضوع باهاشون بحث کردم و بهشون گفتم من فکرمیکردم مادرتون دوتا دسته گل تربیت کرده باشه، اما الان کلا تصورم نسبت بهتون تغییر کرد!
الانم هرکار کردم نتونستم ننویسم! باید یه جایی اینا رو میگفتم و یه جا درد دل میکردم! این چیزا خیلی مهم نیست، من دلم میخواد بدونم چرا اینجوری شده؟؟!! چرا بچه های این زمانه اینجوری شدن؟! مامان من بیسواده! اصلا هم تا حالا بهم نگفته این کارو بکن، اون کارو نکن!! فقط از کارها و رفتارش فهمیدم چی خوبه، چی بده! اما الان مادرها صد بار به بچه ها تذکر میدن، اما فایده نداره! گوش که نمیکنن هیچ، سه برابر جواب هم میدن! من هنوزم که هنوزه اگه کاری کنم که مامانم خوشش نیاد، براش فرقی نمیکنه تو چه محیطی باشیم، دعوام میکنه شدید!!! تازه من خودم زبونم خیلی درازه، اما خداییش جلوی این بچه ها کم آوردم!
خودمم یه برادرزاده دارم که امسال میره مدرسه! پسره! اونم یه موجود عجیبیه برای خودش! اصلا باهاش کنار نمیام و همیشه باهم دعوا داریم! البته نه فقط من، کل اعضای خانواده باهاش به مشکل برخوردن! حتی مامانم که بدترین بچه تو بغلش آرومه، بعضی وقتا نمیتونه این یه نفر رو تحمل کنه!!! فقط کافیه یه جمله بهش بگی، مثلا بگی میشه انقدر حرف نزنی؟؟؟!!! ببخشیدا!!! اما دیگه رسما خودت لال میشی با چیزایی که جوابتو میده!!!! یعنی یه وقتایی با این که عمه شم، دلم میخواد خفه ش کنم!!
چرا تو این زمانه با این که پدر و مادرها همه چی برای رفاه بچه هاشون فراهم میکنن، بازم بچه ها اینجوری میشن؟! چرا انقدر بی ادبن؟! چرا پدر و مادرهای امروزی با کلی ادعا و بعضا باسواد، نمیتونن یه دونه بچه رو درست تربیت کنن؟! چرا من دغدغه های بچه های امروزی رو درک نمیکنم؟! چراااااا؟؟؟!!!! چرا انقدر سوال بی جواب دارم من؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!! خدایا! نسل آدم داره به کجا پیش میره؟؟!! خدایا! بچه های ما دیگه چی میشن؟؟!! خداااااااا
[ جمعه 30 خرداد 1393 ] [ 19:38 ] [ sefidbarfi10 ]
|
||
| [قالب وبلاگ : سیب تم] [Weblog Themes By : SibTheme.com] | ||