|
متن های زیبا | ||
|
خدایا توقلب مرا می خری؟ دلم را سپردم به بنگاه دنیا
وهی آگهی دادم اینجا و آنجا
وهر روز
برای دلم
مشتری آمد و رفت
ولی هیچ کس واقعا
اتاق دلم را تماشا نکرد
دلم، قفل بود
کسی قفل قلب مرا وا نکرد
یکی گفت:
چرا این اتاق
پر از دود و آه است
یکی گفت:
چه دیوارهایش سیاه است!
یکی گفت:
چرا نور اینجا کم است
وآن دیگری گفت:
وانگار هر آجرش
فقط از غصه و ماتم است!
ورفتند و بعدش
دلم ماند بی مشتری
ومن تازه آن وقت گفتم:
خدایا تو قلب مرا می خری؟
وفردای آن روز
خدا آمد و توی قلبم نشست
و در را به روی همه
پشت خود بست
ومن روی آن در نوشتم:
ببخشید، دیگر
برای شما جا نداریم
از این پس به جز او
کسی را نداریم
نوشته خانم عرفان نظرآهاری ازکتاب " روی تخته سیاه جهان با گچ نور بنویس " [ دوشنبه 10 شهریور 1393 ] [ 10:52 ] [ sefidbarfi10 ]
|
||
| [قالب وبلاگ : سیب تم] [Weblog Themes By : SibTheme.com] | ||