|
متن های زیبا | ||
|
هوا آفتابی باشد یا ابری...
فرقی نمیکند... بی تو... چشمهای من... همیشه بارانی است...
چرا امشب همه چیز دست به دست هم داده؟؟؟!!! چرا قراره همش دلتنگ تو باشم؟!! اول که فیلم ستایش! دل آرام که به خاطر رفتن دوستش نازگل به یه شهر دیگه کلی گریه کرد!!! وبعد هم خود ستایش که فقط با شنیدن صدای عاطفه بعد از چند سال دوری اشکاش سرازیر شد و ............
بعد هم بارش باران! الان! تو این ماه! ماه تولدت! اونم اینجوری!!! انگار وسط زمستونه! چنان میباره که ............ فکرکنم خدا هم دلش برات تنگ شده!! اما اون دیگه چرا؟؟!! اون که هرجا باشی میتونه پیشت باشه!!! نه!! داره با من همدردی میکنه!!! میخواد بازم ثابت کنه که حواسش به من و حتی دلتنگی هام هم هست!!!
مریمم! مریم عزیزم! به خودت هم گفتم! امشب دلم برات خیلی تنگههههههههههه کاش پیشت بودم! کاش تو این اوضاع میتونستم حداقل کنارت باشم! چرا باید ازهم دورباشیم؟؟ چراااا؟؟!! چرا رفتی؟؟؟ کاش میشد همینجا بمونی و کنار هم باشیم..... اما حالا که نیستی دعا کن بتونم غم این دلتنگی رو تحمل کنم! دعاکن! برای منو تنهاییهام دعاکن!! مریمی! کاش حداقل میتونستی این متن رو بخونی! کاش........ ببخش که جاهایی که باید پیشت میبودم، نبودم و تنها موندی...... اما فقط خدا میدونه که چقدر دوست دارم...... مریمم! عزیزم! آبجی جونی! دلم خیییییللللللی برات تنگهههههههه وهمیشه دوستت دااااارررررم ............................
به قول خانم تاج بخشیان مهربون ودوست داشتنیمون: اشکهایم که سرازیر میشوند.... دیری نمی پاید که قندیل می بندد... عجیب سرد است هوای نبودنت.......... [ جمعه 02 خرداد 1393 ] [ 22:58 ] [ sefidbarfi10 ]
|
||
| [قالب وبلاگ : سیب تم] [Weblog Themes By : SibTheme.com] | ||