دو نكته مهم
در اين جا توجّه به دو نكته مهم ، ضرورى است :
1 . آنچه موجب بروز و ظهور آثار ذكر در تخليه و تجليه قلب و رسيدن به معرفت شهودى و محبّت خداست ، تداوم ذكر است ، چنان كه در بسيارى از متونى كه گذشت ، بدان تصريح شده است . ذكرى كه تداوم ندارد و بر قلبْ غلبه نمى كند ، نمى تواند موجب حركت انسان به سوى كمال مطلق باشد .
فقيه و محدّث بزرگ ، ملاّ محسن فيض كاشانى رحمه الله ، در هجدهمين رهنمود از بيست و پنج رهنمودى كه در رساله زاد السالك در پاسخِ نامه يكى از فُضلاى عصر خويش درباره كيفيت سلوك راه حق ارائه كرده است ، مى فرمايد :
قدرى از اذكار و دعوات را وردِ خود ساختن در اوقات معيّنه ، خصوصا بعد از نمازهاى فريضه .
و اگر تواند كه اكثر اوقات ، زبان را مشغول ذكر حق دارد ـ و اگر چه جوارح
در كارهاى ديگر مصروف باشد ـ ، زهى سعادت !
از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام منقول است كه زبان مبارك ايشان در اكثر اوقات ، تَر بوده است به كلمه طيّبه : «لا إله إلاّ اللّه » ، اگر چيزى مى خورده اند و اگر سخن مى گفته اند و اگر راه مى رفته اند ، إلى غير ذلك . چه اين ، مُمِدّ و مُعاونى قوى است هر سالك را .
و اگر ذكر قلبى را نيز مُقارنِ ذكر لسانى سازد ، به اندك زمانى فتوح بسيار رو مى دهد .
تا مى تواند ، سعى نمايد كه دم به دم متذكّر حق مى بوده باشد ، تا غافل نشود كه هيچ امرى به اين نمى رسد در سلوك ، و اين ، مددى است قوى در ترك مخالفت حق ـ سبحانه ـ به معاصى .
2 . حقيقت ذكر ، احساس حضور در محضر حق تعالى است ؛ احساسى كه انسان را به مسئوليت هاى فردى و اجتماعى وادار نمايد . هر قدر اين احساس در انسان تقويت شود ، ذكر ، واقعيّت بيشترى پيدا مى كند و آثار و بركات افزون ترى دارد . تداوم ذكر بدين معنا بسيار دشوار است . در اين باره ، يكى از اصحاب امام صادق عليه السلام نقل مى كند كه :
قال أبو عبداللّه عليه السلام : ألا اُخبِرُكَ بِأَشَدِّ مَا فَرَضَ اللّه ُ عز و جلعَلى خَلقِهِ [ثَلاثٌ] ؟» ، قُلتُ : «بَلى»؛ قَالَ : «إنصافُ النّاسِ مِن نَفسِكَ ، و مُواساتُكَ أخاكَ ، و ذِكرُ اللّه ِ في كُل
مَوطِنٍ . أما إنّي لا أقُولُ : سُبحَانَ اللّه ِ وَالحَمدُ للّه ِِ ، ولا إِلهَ إلاَّ اللّه ُ ، وَاللّه ُ أكبَرُ ، وإن كانَ هَذا مِن ذاكَ ، ولكِن ذِكرُ اللّه ِ عز و جلفي كُلِّ مَوطِنٍ إذا هَجَمتَ عَلى طاعَةٍ أو عَلَى مَعصِيَةٍ .
امام صادق عليه السلام پرسيد : «آيا از سخت ترين چيزهايى كه خداوند عز و جل آنها را واجب كرده [و سه چيز است] ، آگاهت نسازم؟» . گفتم : «چرا» . فرمود : «انصاف تو با ديگران و همدردى ات با برادران و ياد كردن خدا در همه جا . بدان كه منظورم از ياد كردن خدا ، گفتن «سبحان اللّه ، والحمد للّه ، ولا إله إلاّ اللّه ُ ، وَاللّه ُ أكبر» نيست ، گرچه اين نيز ياد خداست ؛ بلكه مقصودم ياد كردن خدا در هرجايى است كه بر اطاعت و يا معصيت او تصميم مى گيرى» .