قالب وبلاگ

متن های زیبا
 
نويسندگان


زندگی نامه حضرت خدیجه قسمت آخر


✍ روزی هاله، خواهر خدیجه(سلام الله علیها) براى زیارت حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) به مدینه آمد.
پیامبر با دیدار او به یاد یار از دست رفته اش، خدیجه(سلام الله علیها) افتاد و از شدت اندوه بر خود لرزید.

 وقتى که هاله رفت، عایشه عرض کرد: «چقدر از پیرزن قریش که سال خوردگى، صورتش را چروکین و سرخ کرده بود یاد مى کنى؟! درصورتى که اکنون روزگار، او را نابود کرده و خدا همسرى بهتر از او به شما عطا فرموده است؟»

رنگ رخسار پیامبر از این سخن نارواى عایشه برافروخته شد و با رنجیدگى خاطر به او فرمود: «نه، نه! به خدا سوگند که هیچ گاه بهتر از خدیجه(سلام الله علیها) نصیبم نشد. او هنگامى به من ایمان آورد که مردم مرا تکذیب مى کردند و هنگامى با ثروت و همه ی وجودش به یارى من شتافت که دیگران مرا محروم ساختند»

 محمدتقی التستری، قاموس الرجال، ج10، ص432


[ دوشنبه 14 تیر 1395 ] [ 17:22 ] [ sefidbarfi10 ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران